سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
تشکل غدیر
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
  تشکل سیاسی اسلامی غدیر[9]
 

تشکل سیاسی اسلامی غدیر تشکلی دانشجویی است که در سال 1379 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد استهبان تاسیس گردیده است.

    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 18
کل بازدید : 50908
کل یادداشتها ها : 554

نوشته شده در تاریخ 95/12/2 ساعت 12:27 ع توسط تشکل سیاسی اسلامی غدیر


ntekhab.ir) : 

مخالفان نتوانستند اخوندی را از «راه» به در کنند!
نمایندگان با 176 رأی مخالف استیضاح،‌ به ادامه فعالیت عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی در دولت یازدهم رأی مثبت دادند.

به گزارش انتخاب، نمایندگان مجلس در جلسات علنی نوبت صبح و عصر امروز (یکشنبه) مجلس به بررسی استیضاح وزیر راه و شهرسازی با امضای 31 نماینده پرداختند که در نهایت نمایندگان با 74  رأی موافق، 176 رأی مخالف و 5 ممتنع استیضاح از مجموع 257 نماینده حاضر در مجلس آخوندی را ابقاء‌ کردند. ادامه مطلب...

  



نوشته شده در تاریخ 95/12/2 ساعت 12:24 ع توسط تشکل سیاسی اسلامی غدیر






 سیدحسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران، در گفت‌وگویی درباره موضوعات مختلفی ازجمله ویژگی‌های مرحوم هاشمی و نیز بررسی عملکرد دولت روحانی و انتخابات آینده صحبت کرده که گزیده آن در ادامه می‌آید.



* آقای هاشمی در اواخر عمرشان سفری به کرمان داشتند؛ در آن سفر، نمایندگان و مقامات که حدودا 20 نفری می‌شدند دور ایشان نشسته بودند، ایشان خاطرات روزهای پایان جنگ را تعریف کردند که من خودم تا آن روز نشنیده بودم؛ آقای هاشمی گفتند وقتی رفتیم حلبچه! آن‌قدر صحنه‌های تکان‌دهنده در آنجا دیدم که همان‌جا تصمیم گرفتم و حتی آن را به آقای روحانی گفتم که می‌روم امام را قانع می‌کنم که جنگ را باید تمام کنیم. آقای هاشمی در آن سفر گفت: من در حلبچه دیدم زنی بچه‌اش را بغل کرده که تا از پله‌ها به پناهگاه برود، اما همان‌جا در پله‌ها خشکش زده بود؛ تعدادی خانم را دیدم که به چشمه‌ای رفته بودند تا دست و صورت‌شان را بر اثر سوختگی آب بزنند که همان‌جا خشکشان زده بود. آقای هاشمی در ادامه گفت که «به آقای روحانی گفتم اگر صدام دیوانه چنین بمبی را در تهران، شیراز و اصفهان بزند، چه کار می‌خواهیم کنیم؟ وضع حلبچه وحشتناک بود. من آمدم و امام را متقاعد کردم که جنگ را باید تمام کنیم».
 


*آقای هاشمی به محتشمی می‌گوید شما بروید مترو را راه بیندازید که وقتی در دولت برای این موضوع بحث می‌کنند، دولت مهندس موسوی، شروع مجدد مترو را رد می‌کند. آقای هاشمی قانع نمی‌شود و به مهندس موسوی تلفن می‌کند که جلسه بعدی دولت خودم می‌آیم و دفاع می‌کنم و خود آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس می‌رود و در دولت از شروع پروژه مترو تهران دفاع می‌کند و مترو را راه می‌اندازد. این یک علامت است، آن‌هم در زمان جنگ که منابع کم بود و مشکل داشتیم یا اصلا خود تأسیس دانشگاه آزاد برای دوران جنگ است، پس ببینید در آن ایام چه‌ کارهایی برای سازندگی صورت گرفته بود.
 

 

*آقای هاشمی هیچ‌‌وقت جمهوری اسلامی را نشکست. خودش بارها شکست، شکست و شکستِ خود را تحمل کرد، اما کلمه‌ای و قدمی برای تضعیف نظام برنداشت.اینکه آقای هاشمی را ردصلاحیت کردند ولو به عنوان کهولت سن، یک شکست برای آقای هاشمی بود، آقای هاشمی شکستن را پذیرفت، اما سیاست را رها نکرد، قهر نکرد، یک روز هم از انقلاب و نظام قهر نکرد و شکست خودش را پذیرفت، اما شکستن نظام را نپذیرفت و پای نظام ایستاد. ادامه مطلب...


  



نوشته شده در تاریخ 95/11/20 ساعت 12:14 ع توسط تشکل سیاسی اسلامی غدیر


به ما اجازه دادند ملاقاتی با محصوران داشته باشیم تا ببینم اگر آزاد شوند برنامه‌شان چیست/ آنها گفته‌اند مایل به وحدت هستند/ این‌ها را به مقامات و رهبری ابلاغ کردیم


 

نائب رئیس دوم مجلس شورای اسلامی گفت: این خیلی کار زشتی است که تا یک دولت اصلاح‌طلب روی کار می‌آید شروع می‌کنند و می‌گویند آی معیشت مردم آی وضع اقتصادی.
به گزارش «انتخاب» به نقل از ایسنا، علی مطهری به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی در دانشکده مهندسی این دانشگاه حضور یافت و به سوالات نمایندگان تشکل‌های دانشجویی پاسخ داد.
یک دانشجو از علی مطهری پرسید: سوال من این است که چرا در مشهد از هر سه نفر یک نفر حاشیه‌نشین است و مسئولین انگار به کلی لغت مستضعفین از حافظه‌شان پاک شده است، ما برای چه به اینجا رسیده‌ایم و چرا جایگاه عدالت اجتماعی در جامعه ما پایین است؟
مطهری در پاسخ به سوال این دانشجو با بیان اینکه انقلاب مستضعفین تعبیر درستی نیست، اظهار کرد: انقلاب چون با فطرت انسان‌ها سر و کار داشت تمام مردم اعم از پیر و جوان، ثروتمند و فقیر، مسلمان و غیرمسلمان وارد میدان شدند؛ البته طبیعی است قشر ضعیف جامعه به خاطر وابستگی‌های کمتری که دارند از خودگذشتگی بیشتری نشان دهند اما این که بگوییم انقلاب مال مستضعفین است اشتباه است.
نائب رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: جهت‌گیری انقلاب مستضعفین بود نه خاستگاه آن، اما اشکال اصلی این مساله که چرا هر روز نه تنها به آرمان از بین بردن فقر پس از انقلاب نزدیک نمی‌شویم بلکه دور می‌شویم در نوع مدیریت ماست، مشکلاتی مثل پدیده، ثامن‌الحجج و اخیرا هم ماجرای کاسپین که این‌ها در مشهد کم نیستند، وقتی می‌رویم به بانک مرکزی می‌گوییم مگر خبر نداشتید ثامن‌الحجج تا حدود 30% سود می‌دهد و باعث ضربه خوردن نظام اقتصادی کشور می‌شود پس چرا جلویش را نگرفتید پاسخ می‌دهند این وصل است به فلان شخص، و اکثر مشکل ما در این بخش از همین رودربایستی‌ها است، اما با توجه به گشایش‌هایی که پس از برجام صورت گرفته نسبت به آینده بسیار خوش‌بین هستم و نباید ناامید باشیم.
در ادامه این مراسم نماینده جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی خطاب به علی مطهری با بیان اینکه در جنبش دانشجویی مهم‌ترین معضل کشور ما در کنار مسائلی که شما مطرح کردید، شعارزدگی است، گفت:  اینکه شما حرفی می‌زنید و مورد تشویق قرار می‌گیرید خیلی خوب است، اما بگویید در عمل چقدر این حرف‌ها را اجرا می‌کنید؟ اگر به شعاردادن بود که ما بهتر از شما بلدیم.
مطهری در پاسخ به این دانشجو اظهار کرد: شما در میانه راه هستید، آشکار کردن برخی مسائل ممکن است از ادامه دادن درست آن جلوگیری کند، ما در بحث‌های مختلفی مانند مساله پدیده وارد عمل شدیم و جلساتی را برگزار کردیم و و این مسائل رو به بهبود است، اما تا وقتی که به طور کامل به انجام برسد لزومی نیست رسانه‌ای شود.
در ادامه این مراسم، نماینده انجمن اسلامی دانشجویان نواندیش ضمن خوش‌آمدگویی به مطهری خطاب به وی بیان کرد: ما خوشحال هستیم که بالاخره توانستید ویزای مشهد را بگیرید.
این دانشجو ادامه داد: شما از شعارهای انقلاب اسلامی گفتید، استقلال، آزادی، چیزی که در زمان پدران شما وجود داشت و هرکسی با هر اندیشه‌ای می‌توانست راحت حرف خودش را بزند، 38 سال از آن زمان می‌گذرد و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که این روزها رئیس جمهور 8 ساله مملکت ممنوع‌التصویر است و هر روز یک ممنوعیت به آن اضافه می‌کنند. ظواهر اسلامی را خیلی خوب می‌بینیم اما معلوم نیست چه اتفاقاتی می‌افتد در جمهوری اسلامی که خود شما در ابتدا برای مجلس رد صلاحیت شدید، کسی که حالا نائب رئیس مجلس است، ما فقط می‌خواهیم که جمهوری اسلامی را نشان ما بدهید.
مطهری در پاسخ به این دانشجو گفت: اولا که ما خودمان ویزای مشهد صادر می‌کنیم، چراکه من هم پدرم ریشه خراسانی داشتند و اهل فریمان بودند و هم مادرم متولد مشهد هستند، درباره محدودیت‌هایی که صحبت شد نظر من هم چنین است و معتقدم نباید جلوی آزادی بیان را گرفت، این کارها اثر معکوس دارد.
در ادامه این نشست، نماینده بسیج دانشجویی سوال خود را در باب اولویت‌شناسی مطرح کرد و گفت: آقای مطهری! شما نماینده مردم هستید و نماینده یک شهر خاص یا یک حزب نیستید. آن‌‍طور که نشان دادید در ماه‌های اخیر، بسیار علاقه‌مند به پرداختن به حاشیه‌ها هستید. امروز وضعیت اقتصاد و رکود ناشی از سیب و گلابی برجام اسفناک است، نرخ رشد بیکاری که امروز شاهد آن هستیم رکورد پس از انقلاب را زده است و شاهد فجایعی مثل پلاسکو، سیل سیستان و آلودگی اهواز هستیم اما به طور مثال شما در باب پلاسکو نه تنها اقدامی نکردید بلکه از مدیریت جهادگونه 9 روزه نیز تشکری نکردید. بسیج دانشجویی امیدوار است پرداختن به حاشیه‌ها کمتر شود و بیشتر به مسائل مهم بپردازید.
نائب رئیس دوم مجلس شورای اسلامی در واکنش به این صحبت‌ها اظهار کرد: اولویت‌ها را چه کسی تعیین می‌کند؟ شما تعیین می‌کنید؟ آیا شما مساله آزادی را کمتر از مساله معیشت می‌بینید؟
وی افزود: گاهی حتی مساله آزادی از معیشت مهم‌تر است و برخی مردم معیشت‌شان را برای رسیدن به آزادی کنار می‌زنند. بحث کنسرت هم که مطرح شد تاکید ما روی کنسرت نبود بلکه بحث ما روی اجرای قانون بود و گفتیم نمی‌شود یک جایی قانون اجرا شود و یک جا نه، چه اشکالی دارد یک شعر عرفانی از حافظ را آقای سراج یک گوشه از مشهد بخوانند، بحث تبعیض در اجرای قانون است و اگر اینگونه پیش برویم کم کم هر استانی برای خودش استثناهایی قائل می‌شود، گاهی اگر ممکن است باعث ایجاد مفسده شود. خب آن بر عهده نهادهای اجرایی است که نظارت داشته باشند؛ حتی اگر لازم باشد کنسرت زنانه و مردانه اجرا می‌شود. این خیلی کار زشتی است که تا یک دولت اصلاح‌طلب روی کار می‌آید شروع می‌کنند و می‌گویند آی معیشت مردم آی وضع اقتصادی.
مطهری خاطرنشان کرد: شما ببینید در دوره دولت اصلاحات هم همین بود که می‌توانید در روزنامه کیهان ببینید . هیچ کشوری نتوانسته در معیشت مردم به نقطه ایده‌آل برسد. بنابراین همیشه می‌توان از وضع اقتصادی ایراد گرفت. اصلا ما باید بپرسیم شما چرا درباره آزادی حرف نمی‌زنید؟ شما چرا در خصوص حصر حرف نمی‌زنید؟
نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه این نشست در پاسخ به سوال کتبی یکی از دانشجویان که پرسید انقلاب اسلامی را بعد از درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی چطور می‌بینید، خاطرنشان کرد: انقلاب ما قائم به اشخاص نیست. به نظر من مردم راه خود را پیدا کرده‌اند و آن را ادامه خواهند داد.
وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه پیگیری‌های شما در رابطه با موضوع شیراز و لغو سخنرانی قبلی شما در مشهد به کجا رسید، تصریح کرد: ماجرای شیراز این‌طور بود که ما وارد فرودگاه که شدیم یک عده با آجر و سنگ ایستاده بودند و ما سوار تاکسی بودیم که ناگهان ضربه زدند و یکی پرید روی ماشین و این یک برنامه طراحی شده بود که ما را برگردانند و از طرف یک نهادی دستور نظامی داشتند که جلوی ما گرفته شود. در مشهد هم من از دادستان مشهد شکایت کردم که گفته بودند احتمال وقوع جرم وجود دارد؛ اگر بخواهیم اینگونه نگاه کنیم که کلا نباید از خونه بیرون آمد چون همیشه احتمال وقوع جرم هست، این کارها در کشور زشت است و باید فکری به حالش کرد.

 

وی در پاسخ به سوال دانشجویی در خصوص مساله حصر توضیح داد: ما کارهایی در این زمینه انجام داده‌ایم و به ما اجازه دادند ملاقاتی با محصوران داشته باشیم تا ببینم اگر آزاد شوند برنامه‌شان چیست، آنها گفته‌اند نظام را دوست دارند و مایل به وحدت هستند که خب این‌ها را به مقامات و رهبری ابلاغ کردیم. ما نمی‌گوییم خطایی نبوده خیلی‌ها اشتباه می‌کنند اما خب هفت سال گذشته است و حصر بدتر از حبس است، در یک خانه دو سه اتاقه که پر شنود است بدون روزنامه و تلویزیون که البته اخیرا گذاشتند چند روزنامه وارد شود. تنها این‌ها مقصر نیستند و دوطرف در این جریان مقصر بودند.اگر هم بیایند بیرون دیگر اتفاقی نمی‌افتد مانند زمانی که آیت‌الله منتظری بیرون آمدند و مشکلی پیش نیامد.


  



نوشته شده در تاریخ 95/11/19 ساعت 11:10 ص توسط تشکل سیاسی اسلامی غدیر


دکتر محمود سریع‌القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی به این پرسش پاسخ داده است که "چرا ما راحت تحریم می شویم؟"
به گزارش عصر ایران، سریع‌القلم در یادداشت خود که در پایگاه اطلاع‌ رسانی‌اش منتشر شده است، نوشت:
چرا ایران به راحتی مورد هدف قرار می‌گیرد؟ چرا هر نسبتی دادن به ایران تقریباً مجانی است؟ چرا پیوسته ما را متهم می‌کنند؟ چرا بیشتر وقت سخنگوی وزارت خارجه صرف رد اتهام است تا تبیین سیاست خارجی کشور؟ چرا از جیبوتی گرفته تا همسایگان بزرگ و قدرت‌های جهانی ما را نفی می‌کنند؟ چرا تقریباً همه اعضای سازمان کنفرانس اسلامی علیه ایران رأی دادند؟
از منظر علم روابط بین الملل، پاسخ به این پرسش‌ها بسیار ساده و روشن هستند. اما قبل از طرح پاسخ به این نکته توجه فرمایید: با سرمایه‌گذاری و همکاری بین‌المللی که عربستان طی 40 سال گذشته انجام داده به مهم‌ترین بازیگر انرژی چه در قالب اوپک و غیر اوپک تبدیل شده‌است. 10 میلیون کارگر خارجی با درآمدی حدود 18 میلیارد دلار در این کشور کار می‌کنند. 

حدود 44000 نفر متخصص عرب و غیر عرب در بهداشت، صنعت، آموزش و غیره از دولت عربستان حقوق معادل پنج میلیارد دلار دریافت می‌کنند. اروپا در تحریم روسیه بعد از الحاق کریمه، بسیار ملایم تر از آمریکا رفتار کرد. چون اتحادیه اروپا، حدود نیم تریلیون دلار با روسیه تجارت می‌کند. تجارت آمریکا با روسیه حدود 40 میلیارد دلار است که در مقیاس جهانی بسیار ناچیز است و بنابراین، تحریم روسیه بسیار آسان و کم‌هزینه بود. ادامه مطلب...

  



نوشته شده در تاریخ 95/11/5 ساعت 11:17 ص توسط تشکل سیاسی اسلامی غدیر


مصطفی داننده- در چهار سال گذشته بارها و بارها نوشتیم که روحانی در حال آوار برداری از خرابی‌های دوران محمود احمدی نژاد است. نه تنها ما  بلکه خود رییس جمهور و اعضای دولت هم به این معنا تاکید کردند که میراث دار ویرانه‌هایی هستند که هنوز پاک سازی نشده است. 

در این میان عده‌ای برخلاف نوشته ما و تاکیدات رییس جمهور می‌گفتند تمام کنید این بازی را. مگر می‌شود تمام مشکلات متوجه احمدی نژاد و تصمیمات او باشد. می‌خواهم امروز برای پاسخ به این افراد و تاکید دوباره بر آوارهای به جا مانده از احمدی نژاد مثالی بزنم. مثالی که این روزها همه از نزدیک شاهد آن بوده‌ و آن را لمس کرده‌اند.

پلاسکو، در عرض چند ساعت ریخت. کسی باور نمی‌کرد ساختمانی به آن عظمت به خاطر آتش گرفتن چند طبقه این چنین بریزد. پلاسکو اما ریخت و تمام خاطرات یک شهر را به خود برد. از زمانی که شبکه خبر اعلام کرد پلاسکو آتش گرفته است تا زمانی که ناگهان گزارشگر این شبکه با حالتی شوک زده گفت پلاسکو ریخت، 3 یا 4 ساعت بیشتر نگذشت. پلاسکو سه ساعته ریخت اما 6 روز است که آتش نشان‌ها در تلاش هستند تا آوارهای آن را بردارند. آواربرداری که به نظر می‌رسد سه یا چهار روز دیگر همه ادامه داشته باشد. 

آوار پلاسکو

بعد از آوار برداری کامل نوبت ساختن دوباره پلاسکو می‌رسد. ساختنی که بنا بر گفته سعیدی‌کیا رییس بنیاد مستضعفان، دوسال طول می‌کشد. او خطاب به کسانی که در پلاسکو کسب و کار داشتند اعلام کرد: « پلاسکو را با کیفیت بسیار خوب و منطبق با مشخصات خوب ظرف دوسال خواهیم ساخت. پس از آن این واحدها را طبق ضوابطی به ذینفعان واگذار خواهیم کرد.»

مشاهده می‌کنید ریختن یک ساختمان چند ساعت پیشتر طول نکشید اما آوار برداری و ساختن آن حداقل دو سال زمان می‌برد. حالا چگونه عده‌ای انتظار دارند که کشور در عرض چند سال به شرایط عادی گذشته برسد. شاید بتوان گفت که روحانی هنوز در مرحله آوار برداری دوره احمدی نژاد به وسیله برجام است. آواری که حاصل 8 سال عملکرد احمدی نژاد در دولت‌های نهم و دهم بوده است نه 3 ساعت آتش سوزی.

ایران قبل از برجام با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، انتقال کالا، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه می شد و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد.

 

رییس جمهور روحانی هنوز نتوانسته است به دلیل وجود آوارها، نقشه جدید ایران را ترسیم کند. کشیدن نقشه احتیاج به زمینی هموار دارد.



  



نوشته شده در تاریخ 95/11/3 ساعت 12:24 ع توسط تشکل سیاسی اسلامی غدیر


اشارات و انتقادات مکرر و بی‌امان مسئولان به مردم حاضر در صحنه فاجعه، به گونه‌ای غیرمعمول آنچنان بوده و هست که القا می‌کند علت اصلی عدم امدادرسانی، مردم بوده‌اند. هرچند این انتقاد تا اندازه‌ای درست به نظر می‌رسد، اما کوشش در جهت پوشاندن ضعفی که عمیقاً متوجه مسئولان و متولیان مربوطه شهری - امدادی - انتظامی و امنیتی است، به بهای مقصر جلوه دادن مردم چندان اخلاقی و صحیح به نظر نمی‌رسد.
در روزنامه «قانون» به قلم متین مسلم آمده است: فاجعه فروریختن ساختمان بسیار مرتفع پلاسکو در مرکز تهران، نه‌تنها شهروندان این شهر، بلکه تمامی مردم ایران را در شوکی عظیم فرو برد. شدت آنچه اتفاق افتاد، هرچند با ابعاد فاجعه یازده سپتامبر نیویورک قابل قیاس نیست، اما به لحاظ شکلی و نحوه فروریختن ساختمان برای کمتر کسی حتی در سطح افکار عمومی جهان، همان فضای دهشتناک و بهت‌آور را تداعی نکرد.
طی سه روز گذشته رسانه‌های ایران و افکار عمومی به این فاجعه واکنش‌های گوناگونی نشان داده‌اند؛ اما این حادثه از هفت جنبه دیگر حائز اهمیت است:
1- جنبه‌های روانی و رفتارشناسی جامعه: برخورد افکار عمومی با موضوع به وضوح نشان می‌دهد در درون نهاد و ضمیر مردم، گسل‌های روانی فعالی وجود دارد که باید نگران آن‌ها بود. سلفی گرفتن گروهی ازمردم به خودی خود اهمیتی ندارد. اما سوال این است که «چه اتفاقی رخ داده که سوانح، فجایع، خشونت و خشم و ریزش دیوار دفاع اخلاق عمومی در بستر فردی گروهی مردم، به امری عادی و عرفی تبدیل شده است؟».
2- اشارات و انتقادات مکرر و بی‌امان مسئولان به مردم حاضر در صحنه فاجعه، به گونه‌ای غیرمعمول آنچنان بوده و هست که القا می‌کند علت اصلی عدم امدادرسانی، مردم بوده‌اند. هرچند این انتقاد تا اندازه‌ای درست به نظر می‌رسد، اما کوشش در جهت پوشاندن ضعفی که عمیقاً متوجه مسئولان و متولیان مربوطه شهری - امدادی - انتظامی و امنیتی است، به بهای مقصر جلوه دادن مردم چندان اخلاقی و صحیح به نظر نمی‌رسد. به نظر می‌رسد مسئولان مربوطه  در پشت انتقاد  از مردم، مترصد پوشاندن ضعف‌های سیستماتیک خود در سه حوزه اجتماعی و دفاع شهری غیرنظامی هستند. نخست، فقدان  آموزش توده‌های مردم؛ دوم، ضعف حیرت‌آور در اداره مهندسی شده شهرها؛ سوم، ضعف منابع دفاعی و فقدان تجهیزات فنی شهری در مواجهه با بحران‌ها و فجایع. این سه ضعف در ویرانی ساختمان پلاسکو به ضوح خود را نشان دادند.
3- بخشی ازمردم  به دلیل رفتارشان مورد انتقاد قرار گرفتند اما کسی حاضر نیست به این سوال پاسخ دهد که «قبل از این فاجعه که می‌توانست چیز بدتری باشد، آیا توده‌های مردم برای چگونگی مقابله با بحران آموزش‌های لازم را دیده و می‌دانستند چه کار باید بکنند یا نکنند؟ به هر حال بخش عمده‌ای از مدیریت اتفاقات  با آموزش  به مردم امکان پذیر می‌شود. نه به این اعتبار که «مردم چه باید بکنند؟»، بلکه  به این معنا که بیشتر بدانند «چه نباید بکنند».
4- در فجایعی مانند حادثه 11 سپتامبر 2001 و یا صدمه دیدن نیروگاه اتمی فوکوشیمای ژاپن پس از سونامی  سال2011، مردم با آگاهی دقیق به مسئولیت‌های مدنی و دفاعی خود واقف و پشت نیروهای امدادی و درمانی قرار گرفتند. این را مقایسه کنید با مدیریت قرن نوزدهمی و ضعیف و فاجعه‌بار روس‌ها در فاجعه  اتمی  1986 نیروگاه چرنوبیل که به وضوح نمادی از بی‌کفایتی روس‌ها در عصر خود بود. تفاوت، در آموزش و سیستم دفاع غیرنظامی شهری است.
5- شوربختانه فقدان این آموزش‌ها وتسلط بر شرایط بحرانی تنها به شهروندان عادی مربوط نمی‌شود. گفته شده طی دو روز اخیر، قهرمانان میهن (آتش‌نشانان) درگیر یافتن راهی برای ورود به  زیرزمین  ساختمان  بوده‌اند. آیا ساختمان پلاسکو نقشه‌های مهندسی سازه، فنداسیون، ساخت بنا، تاسیسات فنی، فاضلاب و ایمنی سازه و زیربنا نزد شهرداری محلی نداشته تا نیروهای امدادی با استفاده از آن‌ها به ساختمان پلاسکو و بناهای اطراف وارد شوند و مردم و همکاران‌شان را نجات دهند؟. ادامه مطلب...

  



نوشته شده در تاریخ 95/10/25 ساعت 10:45 ص توسط تشکل سیاسی اسلامی غدیر


مردی که صدای خرد شدن استخوان هایش را شنید، اما دم نزد؛

 

رمز محبوبیت «آیت الله» در چیست؟

«انتخاب»؛ سهراب زند: درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی، همه دوستان و بسیاری از دشمنانش را در بهت و غم فرو برد. جمعیت میلیونی تشییع‌کنندگان از هر صنف و قشری و تسخیر مطلق شبکه‌های مجازی در ایام ارتحال وی، سوال بزرگی را به ذهن متبادر می‌سازد.

علی‌رغم این همه مانع، رمز محبویت هاشمی در چیست؟

هاشمی نزدیک به چهل سال از سوی همه اصناف سیاسی ایران تخریب جدی شده است. این هجم از تخریب، برای محبوبیت که هیچ، حتی برای مقبولیت هم رمقی نباید باقی بگذارد. ترسناک‌ترین کابوس‌هایی که برای شکستن یک سیاست‌مدار می‌تواند کافی باشد را به صورتی پشت سر گذاشته است که پس از آن بایستی از صحنه محو شده و به خاطره‌های تأسف برانگیز می‌پیوست، اما این‌چنین نشد.

اما چگونه هاشمی از تیتر روزنامه‌های دوست و دشمن پایین نمی‌آمد؟ چرا همه حول او به مجادلات سیاسی می‌پرداختند؟ چگونه بارها حتی دوستانش او را پیش خود در عالم سیاست تمام‌شده می‌خواندند اما او دوباره و غافلگیرانه، سرمنشأ تحولات جدید می‌شد و وقایع دهه‌های اخیر را حول خود رقم می‌زد؟ این پیچیدگی شخصیت هاشمی از کجاست؟

غیر از اینکه همه می‌دانستند که هاشمی مرد بحران‌ها بوده و در کوره تجربیات سخت و پرتلاطم عصر اخیر همواره در وسط میدان بوده و آهن گداخته گردیده است، غیر از اینکه او یک نابغه سیاسی است و شاید تا سالیان سال ایران همچو او سیاستمداری به خود نبیند، می‌توان گفت هاشمی همانند بزرگان بی بدیلی چون سیدجمال، بهشتی، موسی صدر و امثالهم یک اصلاح‌گر متفاوت است. اصلاح‌گری که جامعه تشنه اوست.

او یک"اصلاح‌گرای سازنده"است نه صرفا یک اصلاح‌طلب بی‌برنامه یا محافظه‌کار ترسو!

هاشمی در سپهر سیاسی-اجتماعی ایران کسی نیست که فقط بتازد و بگوید ایراد چیست، هاشمی خود را در حاشیه امن نقد و حمله قرار نداده که بیرون گود نعره بزند لنگش کن!

نخبگان و تود? مردم تا بیاد دارند هاشمی را با آستین‌های بالا زده و در وسط میدان بحران‌ها و مشکلات دیده‌اند. مردم تا به یاد دارند در تمام اتفاقات ترسناک سیاسی مردی با صلابت و عاقل را دیده‌اند که با وجود عواطف قوی خم به ابرو نیاورده است.

مردم به یاد دارند در بحران‌ها و غائله‌های اول انقلاب، حضور شیخی جوان که در میان سیاست‌مداران چگونه می‌درخشد، همه به یاد دارند که پس از ترورهای مکرر مسئولین چگونه هاشمی به کمک امام و سایر یاران کشور را اداره می کرد، همه به یاد دارند که اداره و در نهایت فیصله دادن بحران جنگ طولانی و ویران‌کننده هشت ساله چگونه به دستان او سپرده شد، جنگی که دنیا انتظار سقوط ایران را در آن می‌کشید. چه کسی می‌تواند بر نقش بی‌بدیل او در حل کردن بحران جانشینی پس از امام سرپوش بگذارد؟ همه می دانند که او اداره سخت‌ترین دولت تاریخ ایران را به دستان خود گرفت تا خیال خام دشمنان مبنی بر فروپاشی اقتصادی-اجتماعی و در نهایت سیاسی جمهوری اسلامی ایران را باطل سازد. کشوری جنگ‌زده با مشکلاتی همچون هزارمیلیارد دلار خسارت جنگ، خزانه خالی، کسری سنگین بودجه، تحریم‌های کمرشکن، پنج استان ویران، صدهاهزار کشته جنگی که باید خانواده‌های آنان را تأمین نمود، صدهاهزار مجروح جنگی که باید درمان و معیشت خود و خانواده‌شان تأمین شود، زیرساخت‌های ویران شده، با درآمد نفتی(راه حیات اقتصاد کشور) بشکه‌ای هفت دلاری که با اندکی کاهش حتی ارزش استخراج ندارد، روابط بین‌المللی حداقلی و تخاصم حداکثری با اکثریت کشورهای مهم جهان و منطقه، کارشکنی‌های داخلی و خارجی و از همه مهم‌تر بخش عظیمی از بدنه اجتماعی که حالا پس از جنگ، دیگر زندگی می‌خواهند.

اما مردم دیدند که هاشمی و دولتش با تمام کاستی‌ها و موانع، چگونه ایرانی را که بیگانگان مرتبا از تاریخ فروپاشی آن پس از جنگ سخن می‌راندند، در مسیر توسعه و رشد قرار داد و چنان سازندگی نمود که رهبر معظم انقلاب در پایان دولت ایشان کارهای تحقق یافته را بیشتر از آرزوهای بزرگ قبلی خواندند:

"این دوره هشت ساله، براى کشور، یک دوره بسیار پرکار و پر تلاش و پر عاید و حقیقتاً دوره بازسازى بود. بازسازى براى ما یک آرزو بود .روزهاى بعد از جنگ در آن جلسه‌اى که به دستور امام تشکیل شد، چند نفرى براى طرح خطوط اصلى بازسازى کشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزوهاى بزرگى را در آن نوشته‌ها آوردیم، بحث کردیم و تصور نمودیم، که ان‌شاءاللَّه در طول چندین سال انجام گیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهورى شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است و حقیقتاً کشور بازسازى شد. بعد از جنگ، ساختن و راه انداختن کشور، راه انداختن مردم و مشتعل کردن احساسِ کار و تلاش و ابتکار و نوسازى و بازسازى، همّتِ بلند و کار پرمرارتى را مى‌طلبید، که این دولت، این وظیفه را بر عهده گرفت و با موفّقیت انجام داد". (سایت رهبر معظم انقلاب)

هاشمی هر جا که می‌دید انقلاب به انحراف می‌رود، به مبارزه با آن می‌پرداخت ولو اینکه ضربات سختی بر پیکر جان و آبرویش وارد گردد، خط قرمزش حفظ عزت نظام و رهبری بود و با سعه صدر به اصلاح‌گری سازنده می‌پرداخت و در این راه مرارت‌ها و تلخی‌ها او را به قهر و پرخاش و تندی نمی‌کشاند حتی اگر به قول خودش صدای خورد شدن استخوان‌هایش را بشنود.

این دلیل آن است که امروز هاشمی دوست و دشمن را به کرنش وا داشته است و آنانی که تا دیروز مستقیم و غیرمستقیم، خودشان یا واسطه‌هایشان، هاشمی را فتنه اکبر، ساده‌لوح، جامانده از انقلاب، خواص بی‌بصیرت، اشرافی، مافیا و پدرخوانده و با هزار تهمت و گناه کبیره دیگر لقب می‌دادند، امروز اقبال شکوهمند مردم و نخبگان را هزار تفسیر ربط و بی‌ربط می‌نمایند.

مردم هاشمی را اصلاح‌گری سازنده دیدند که با همه کاستی‌ها و خطاهایش، نابغه‌ای ستودنی و در کنار اسلام و مردم بود.



  





طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ